بیرون رفت های ما سه نفر
هوای بهار اینقدر خوبه که هر روز عصر آدم وسوسه میشه یه سبد برداره و توش یه فلاسک و دوتا لیوان و میوه بذاره و بزنه بیرون از خونه. دیوارهای خونه هم کوتاهتر میشه و روشنایی خونه کم و آدم رو بیشتر ترغیب میکنن به بیرون رفتن. شاید هم اونا از دیدن قیافه های خسته ما کلافه شدن و می خوان یه کم تنها باشن. ...
کارهای یهویی
داشتم عکسهای نیکا رو توی لپ تاپ مرتب میکردم همینطوری یهویی . . . تمام عکسها و فیلمها رو از بدو تولد تا مهر 93 پاک کردم. واقعا خسته نباشم ...
گردش در روز تولد
روز جمعه من و آقااحسان تصمیم گرفتیم به نیکا خانم حسابی خوش بگذره. اول که تو حیاط حسابی با هم بازی کردیم. بعد از اون به دلیل خراب شدن یخچال مجبور شدیم مواد غذایی رو خونه بابام ببریم. اونجا هم به نیکا گلی خیلی خوش گذشت. عصر هم نیکا رو پارک بردیم و 9 شب به خونه برگشتیم. یهو هوا سرد شد و من لباسی برای نیکا نبرده بودم. مجبور شدم یکی از بلوزهاشو تنش کنم. دو تا از مهربونترین انسانهای روی زمین اینم پایان یک روز مهیج و شاد برای خانواده. شکر گذاری خدای بی همتا نیکا میگه: مان صبا بریم وصو(منظور همون وضوء)، بعد از وضو سریع سجاده رو پهن میکنه و میگه الله بوخون و از نماز فقط کلمه الله ...
تولد
نیکای عزیزم بودنت بهترین سرود زندگیست... دو سال گذشت دوسال پر از ترس هاس مادرانه پر از اشک های عاشقانه، پر از مسئولیت های پدرانه و پر از خنده های دلربای تو دیگر آن طفل کوچکی نیستی که جز آغوش من پناهگاهی نداشتی. بزرگ شده ای، قد کشیده ای، حرف میزنی، حرف هایی که تنها مترجم زبانش من هستم... تو بزرگ می شوی و من برای روزهای گذشته دلتنگ می شوم. دلبندم 730روز از آمدنت می گذرد ولی این روزها برای من زود گذشته اند. چطور می شود در حضور فرشته ای معصوم و کوچک گذر زمان را حس کرد؟ فرشته ای که بوی عشق می دهد، بوی ناب خداوندی را... این روزها فقط می خواهم کنارت باشم. ساعت ها به تو خیره شوم و به...
تقدیم به همه دختر دارها
"دختر" که داشته باشی ؛ انگار خودت را با دست خودت پرورش میدهی انگار مادری را از کودکی تجربه می کنی ...... دختر است، از کودکی آفریده شده برای مادری ، آن هنگام که عاشقانه موهای عروسکش را شانه می زند و قربان صدقه های مادرانه اش را نثار عروسکش می کند، لالایی برایش میخواند و به رویش می خندد .. دختر است ، آفریده شده تا از کودکی از عزیزانش مراقبت کند آن هنگام که خسته از مشغله های روزانه کنارت می نشیند و دستهایت را با دستهای کوچکش نوازش می کند .. وقتی حتی نه پدر و نه همسر دردت را نمی فهمند ، به ...
نویسنده :
مامان صبا
9:54
شروع کارهای تولد
این هفته همش مشغول کارای تولد نیکا گلی هستم. تصمیم دارم تمام وسایل و تزئینات رو خودم انجام بدم و از بیرون چیزی نخرم. امیدوارم بتونم انجام بدم.







